نگاهی به مفاهیم بنیادین ِ
ملّت،ملّیت و ناسیونالیسم
●درآمد:
ناسیونالیسم و فرایافت های وابسته به آن (همچون ملت و ملیت) از چنان گستردگی و پیچیدگی برخوردار است که پرداختن به آن نیازمند بررسی و وسعت نظر بسیاری است.ناسیونالیسم به همان اندازه که ستایش شده است از سوی اندیشمندان و صاحب نظران،مورد نقد و انتقاد قرار گرفته است.آتش جنگ جهانگیر دوم زمینه پیدایش پیشداوری ها و بهانه تراشی های بسیاری را بر علیه ناسیونالیسم سبب شد.مخالفان سرسخت آن غالبا بیان می دارند که این مکتب شوند پیدایش و فروزش آتش جنگ جهانی بوده و معمولا نظام های فاشیستی سده پیشین را به ناسیونالیسم منتسب می کنند.به این ترتیب نوک تیزترین نقادی ها را به سوی ناسیونالیسم نشانه می روند.
در کشور ما در سه دهه گذشته نویسندگان و اندیشمندان ملی بیش از آن که به بررسی ویژگی های ناسیونالیسم ایرانی و بازتعریف ارزش ها،خواسته ها و برنامه های آن بپردازند بیشتر توان خود را صرف نقد و بررسی جریان های متضاد با ناسیونالیسم ایرانی همچون پان تورانیسم و صهیونیسم و برخی از حرکت های قومی نموده اند. چنانکه بازتولید،تعریف و شناسایی ملی گرایی ایرانی به فراموشی سپرده شد.
ادامه مطلب
همانگونه که مستحضرید پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری در روز جمعه 22خرداد88 علاوه بر هزاران هم وطنی که به آن وضع غریب و تاسف آور در خیابان ها دستگیر شدند، جمعی از هم وطنانمان نیز در خانه و یا محل کار خود بازداشت شده اند.
دستگیر شدگان اغلب از روزنامه نگاران،سیاستمداران،نظریه پردازان ، وکلا و اساتید برجسته دانشگاه بوده و دو خصوصیت مشترک با هم دارند، یکی آنکه معمولا در ارتباط با آموزش حقوق شهروندی به نوعی فعالیت و تبحر دارند و دیگر آنکه عموما از منتقدین با برنامه و جدی دولت نهم می باشند.
در خصوص علت و انگیزه اصلی این بازداشت ها تا کنون مسایل مختلفی بیان و نگاشته شده و من در این نوشتار و از زاویه دید خود به چهار سوال پاسخ خواهم داد: 1-آیا صدور دستور جلب این اشخاص قانونی است؟ 2-چه کسانی دستور بازداشت را صادر می کنند؟3-آیا وکیل حق حضور ودفاع دارد؟و4- چرا قرار بازداشت موقت صادر می شود؟ همچنین چند سوال از بازداشت کنندگان مطرح می کنم که جواب خواهند داد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
در حال حاضر فضای سیاسی ایران بیش از پیش به سمت دوقطبی شدن پیش می رود. در یک طرف تحول خواهانی هستند که خواستار احترام به حقوق انسانی و شهروندی خود ، رفع تبعیضات قانونی در این زمینه ، در نظر گرفتن منافع ملی ایران در طراحی سیاست خارجی و مناسبات بین المللی ، شفافیت در عرصه فعالیت های اقتصادی در داخل و مبارزه با فساد مالی گسترده و نیز کارآمدی حکومت در اداره امور مملکتی می باشند. به اینها باید اضافه کرد مهم ترین حقی را که جنبش سبز ایران به دنبال آن است: استیفای حق دخالت در آینده وسرنوشت خویش ، که در شعار "رای ما را پس بدهید" تجلی یافته است. اما در دیگر سو تمامیت خواهانی قرار دارند که با ادبیاتی صریح و بکار بردن انواع و اقسام ابزارهای سرکوب سعی دارند معترضین را وادار به سکوت کنند و در عین حال آنچنان دستپاچه اند که هر روز با انجام اشتباهاتی جبران نشدنی وضع را بدتر از روز قبل می کنند. این روندی است که عرصه سیاست ایران را به شدت دو قطبی ساخته. وضعیتی که حتی هاشمی رفسنجانی را نیز وادار به انتخاب یکی از دو جبهه ساخت. مردی که تا قبل از این به حرکت بر لبه تیغ و چیره دستی در اتخاذ مواضع مرضی الطرفین مشهور بوده است. تأکید بر بحرانی بودن شرایط ، دفاع از زندانیان سیاسی و بازداشت شدگان حوادث اخیر، لزوم دلجویی از خانواده های کشته شدگان و آسیب دیدگان و ارائه راه حلی سیاسی با رجوع به آرای مردم برای حل بحران ، مواردی بود که وی با صراحت در سخنان خود مطرح کرده و مواضع وی را مشخص ساخت. چشمان مردم نیز با دقت فراوان به دهان کسانی دوخته شده است که در حال حاضر به نوعی رهبری جنبش را در دست دارند. بدیهی است مردمی که حمایتشان از این رهبران منتقدانه است با تیز بینی رفتارهای سیاسی و مواضع آنها را زیر نظر خواهند داشت. لذا این رهبران باید با درک صحیح از آمال و مطالبات مردم و البته شرایط خاص و پیچیده موجود حرکت های خود را در جهتی سوق دهند که هرچه بیشتر ملت ایران را در مسیری که در پیش گرفته - یعنی مسیر دموکراسی خواهی و تحقق حاکمیت ملی – پیش ببرد. بر ناظران آگاه روشن است چنانچه جنبش کنونی مردم ایران به سرانجامی برسد گامی اساسی در مسیر مذکور برداشته خواهد شد. اما لازم است نکاتی چند از سوی سران این جنبش رعایت شود. چرا که در غیر این صورت سرنوشت اصلاح طلبان دست و پا زدن در برزخ و در نهایت عبور جنبش سبز از آنان خواهد بود:
ادامه مطلب